تبلیغات
ترجمه انگلیسی به فارسی
برای سفارش ترجمه تخصصی کلیک فرمایید.
راکی - درخشش - shining
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

آمار وبلاگ


امتیاز در IMDB

   8.5/10

كوبریك است و دلمشغولی دیرینه‌اش، خشونت. این بار این فیلم‌ساز مستقل و جنجالی انگشت بر نقطه حساسی از این ورطه گذاشته است؛ روان‌شناسی خشونت و بررسی خاستگاه بازتاب بیرونی و انفعالی این پدیده در بخش ماورایی، روحانی و روانی انسان. او پیشتر از از این در فیلمپرتقال كوكی( نقد در bestfilms.com)دست به این آزمایش زده بود و خود را از این نظر به پیش رانده بود اما این بار او بر بار روانی خشونت و چگونگی بیدارگری این شبه‌غریزه حیوانی بیشتر تاكید كرده است. كوبریك با عاریت گرفتن داستان عجیب استیون كینگ (نویسنده معاصر داستانهای وحشت) مخاطب را به عمق تنهایی‌های خود می‌برد و از انگیزش اهریمن درونی با خود‌نگری و عدم توانایی استحاله در خود سخن می‌راند. او با قدرت تمام فاصله حقیقت و مجاز را در می‌نوردد تا جایی كه دیگر قابل تشخیص نیستند و سررشته منطقی داستان تنها به دست كوبریك است و بس و از این نظر می‌توان گفت از بیرحمانه‌ترین آثار او می‌تواند باشد. آقای تورنس (با بازی جك نیكلسون) نویسنده ایست منطقی و متعصب و كسی است كه به اخلاقیات و قول و قرارها پایبند است اما تنهایی؛ كه البته منظور كوبریك بیشتر تنهایی شخصیتی است تا تنهایی با مفهوم عام، باعث صعود حیوان‌گرایی و نزول متناسب انسانیت می‌شود. در این داستان، كابوسها تبدیل به واقعیت می شوند و برعكس، به سكانس خواب دیدن تورنس پشت میز كار و یا حضور پیرزن در حمام اتاق هتل توجه كنید. این تبادل حقیقت و مجاز تعبیری برای توجه به بازتاب مسائل روزمره زندگی در ذهن و پس از آن سیستم عصبی است، سیستمی كه نماینده و مسئول اخلاق، سیمپتومها یا نشانه‌های روانی است و دریافتی‌های خود را به روشهای مختلف از جمله سكس، خشونت و به طور كلی غریزه به بیرون متبادر می‌كند. درخشش قصه خشم است، خشمی كه اخلاق حیوانی را وقع می‌نهد و خاستگاهش چیزی نیست جز عقده، حقارتها و كاستیهای شخصیتی یك انسان. او یك مسئله روانشناسانه را مطرح می‌كند: عقده. آقای تورنس یك آدم عقده ایست. به سكانسی كه تورنس به همسرش اشاره می‌كند و تذكرهای پیاپی او را برای بدرفتاری با دنی یادآور می‌شود نشان دهنده همین واقعیت است و این عقده همچون دملی چركین بصورت اعمال خشونت و قتل سرباز می‌زند. این یك جامعه كوچك است و مشت نمونه خروار است. یكی دیگر از جنبه‌های روانشناسانه فیلم ارتباط دنی پسر تورنس با دوست خیالی خویش «تونی» است. تونی نماینده تمام خللها و نقصهایی است كه یك انسان می‌تواند داشته باشد. آن چیزهایی كه آدمها بدانها نیازمندند و حتی بیشتر از آن نسبت به آنها احساس مالكیت می‌كنند اگر از آدمی باز پس گرفته شوند یك معضل روانی ایجاد می‌شود. نیاز به امنیت، نیاز به محبت و هم‌صحبت از جمله نیازهای فطری یا به زعم روانشناسان از نیازهای غریزی انسان است. دنی بر اساس چنین نقصی صاحب دوستی چون تونی شده است و تمام عقل خود را به او عاریت می‌دهد. دقت كنید كه افكار عاقلانه دنی از زبان تونی ذكر می‌شوند. هرچند كه استیون كینگ تجربیات خود را در پرداخت شخصیت تورنس به كار گرفته است اما در پیشبرد قصه درخشش از تخیل كوتاهی نكرده است. یكی از استعاره‌های فیلم راهروهای مارپیچ و معمایی بیرون هتل است، این راهروها نماینده مشكل پیچیده روانی هستند. دنی و مادرش از این گرفتاری بیرون می‌آیند چون هردو نقص روانی خود را به گونه‌ای جبران كرده‌اند اما تورنس در وسط این مخمصه منجمد می‌شود. كوبریك قصد ندارد بیننده را از فیلم بترساند، بیشتر او نیت دارد كه بیننده را از «انسان» و پیچیدگیهای روانی او بترساند. او خاطرنشان می‌سازد كه همه انسانها قاتل بالقوه هستند و باید این خشونت ذاتی در زمینه و بستر مناسب قرار بگیرد تا احیا بشود. درخشش از این نظر فیلم ترسناكی است. گمان می‌كنم تنها كوبریك است كه جسارت نمایش چنین واقعیتی را داشته باشد.خشونت ذاتی است و همگی از آن سهم دارند. جك نیكلسون بازی به یاد ماندنی از خود به نمایش گذاشته است. كوبریك هم در انتخاب نگاه دوربین و دكوپاژ خود بسیار قوی عمل كرده است. فیلم روانشناسانه او یك معماست، درست مانند راه گمشده بیرون هتل.


 



نوشته شده توسط :اسکاری اسکاری
دوشنبه 23 دی 1392-01:07 ب.ظ